هانيهاني، تا این لحظه: 15 سال و 9 ماه و 3 روز سن داره
هیامهیام، تا این لحظه: 10 سال و 5 ماه و 9 روز سن داره

هاني كوچولو

هانی با همکارای مامانی رفته ارررررررررردو

1391/10/19 16:24
نویسنده : از زبان هاني
180 بازدید
اشتراک گذاری

 

 _http://zibatarinha89.mihanblog.com/ _

سلام دوستای گلم

یه روز مثل همیشه ساعت ده صبح داشتم وسط حیاط بازی میکردم смайликو در حین بازی کردن هر ساعت میرفتم پیش مامان بزرگم و میگفتم مامان یا بابا (به این معنی که دلم براشون تنگ شده چرا رفتن سرکار منو تنها گذاشتن смайлик)دوباره برمیگشتم وسط حیاط و به ادامه بازی میرسیدم смайлик

 ناگهان مامانی در حیاط رو باز کرد و اومد منو بغل کرد смайликباورم نمیشد آخه مامانی هر روز عصر از سرکار میاد ؛یعنی چی شده که اینقدر زود برگشته смайликنکنه مامانی از کارش اخراج شده смайлик

مامانی تند و سریع داشت لباسامو میپوشوند و دو در یه ماشین منتظر ما بود ؛ یعنی این موقع داشتیم کجا میرفتیم смайликبعد که مامانی داشت به مامان بزرگم توضیح میداد متوجه شدم ، شرکتی که مامانی توش کار میکنه واسشون یه اردو  توی نهالستان شرکت تدارک دیدن که مامانا با بچه هاشون میتونستن توی اون اردو شرکت کنن смайлик

 

اولی که من و مامانی وارد نهالستان شدیم ، همکارای مامانی آخر نهالستان داشتن با توپ  و بدمینتون بازی میکردن که من تا رسیدم دویدم وسط بازیشون و توپو برداشتم و بعد هم نوبت رسید به دسته های بدمینتون خنده

مسابقه شطرنج بین 6 نفر شروع شد ؛ که مامانی با خانم جهانگیری مسابقه میداد و منم وسط بازی زدمو و بازیشونو خراب کردم خندهالبته بطور غیر عمد بود خجالت

چه استخر بزرگی смайликمامانی شانس آورد که قبل از اینکه ما رو به نهالستان دعوت کنن این استخرو خالی کردنخنده

چند دقیقه با احمد بازی کردم لبخند

بعد دعوامون سره توپ شروع شد смайликخدا بخیر بگذرونه نیشخند آخه دوتاییمون کله خرابزبان

مامانامون واسه خاتمه به این دعواها смайлик توپ رو قایم کردن و ما رو به طرف سرسره هدایت کردن خنده

ببینید اون پشتیه احمد که همیشه بهم چسپیده ناراحتنشون میده من پسره خوبیم اون دست بردارم نیست نیشخند

اینم آقا پرهام  لبخند که 8 ماه از من بزرگتره قلب

رسید وقت نهار

 تا زمانی که نهار آماده شه خودمو با اینکارا سرگرم کردم خنده

 

نوبت رسید به سوپ مورد علاقه ی من  _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|___͡͡͡ _▫_͡ ___͡͡π__͡͡ __͡▫__͡͡ _|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|___͡͡͡ _▫_͡ ___͡͡π__͡͡ __͡▫__͡͡ _|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_

و حالا جوجه کباب  _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|___͡͡͡ _▫_͡ ___͡͡π__͡͡ __͡▫__͡͡ _|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|___͡͡͡ _▫_͡ ___͡͡π__͡͡ __͡▫__͡͡ _|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_

نا گفته نماند که بچه های رستوران ؛ جوجه ها رو آوردن  توی نهالستان کباب کردن تا داغ داغ نوش جان کنیم  _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|___͡͡͡ _▫_͡ ___͡͡π__͡͡ __͡▫__͡͡ _|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|___͡͡͡ _▫_͡ ___͡͡π__͡͡ __͡▫__͡͡ _|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_

 

در آخر از اعضای محترم کمیته بانوان شرکت مامانم ایناچشمکو تمامی دست اندرکاران تدارک این اردو نهایت سپاسگذاری را دارم. این گل تقدیم شما смайлик

 



پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)